پنجرهای به شعر و ادبیات: گفتوگو با علیرضا خالوکاکایی (ع. طارق)
by علیرضا خالو کاکایی
مصاحبه وگفتوگو، یکی از راههای ارتباطی شعر و هنر با مردم، جامعه و تاریخ است. بخشی از روح زندهی ادبیات و هنر، و تبادل اندیشه است که باعث رشد ادبیات و درک بهتر هنر و هنرمند میشود. شاعران و نویسندگان، فقط هنرمندان کلمات نیستند، بلکه وجدان بیدار زمانهی خودشان هم هستند. دیدگاهها و حرفهای آنان میتواند بازتابی از امیدها، دردها، رنجها و آرزوهای یک نسل باشد. هنرمندانی که نهتنها آفرینندگان زیبایی، بلکه صدای روشن مقاومت و آرزوی دیرین آزادی، در دل تاریخ معاصرند.
مصاحبه، تلاشیست برای شنیدن روایتهایی از امید، پایداری و آرمان، در جهانی که سکوت تحمیل میشود؛ زمانهای که شب، چنگ بر گلوی واژهها انداخته و عواطف، اخلاق و ارزشهای بشری، نقصان یافته است. جستوجوییست برای یافتن و پیوند با آزادی، تکاپویی از ایستادگی واژه و تجلی فضیلت و فرهنگ رهایی در جان شاعران و نویسندگان،که بهجای سازش و تسلیم، سرود پایداری سر دادهاند. آنان که در دل هر شعر و نوشتهشان، شعلهای از امید و خیزشی از خشم، برمیتابانند و باور دارند شعر و هنر میتواند بیداری بیافریند، خیزش برانگیزد و سیاهی را در آینهی سپیده، عریان و آشکار سازد.
در دل واژهها و در میان پاسخها، گاه فریاد خشم، گاه زمزمهی امید وگاهی نجوای سرخ آزادی، شکوفا و متبلور است. پاسخها، نهفقط تجمعی از اطلاعات، بلکه تجلی روح و تکههایی از زندگی و نبردند که میتوانند برای نسلهای بعد، الهامبخش باشند. هر پاسخ، پنجرهای کوچک به دلهای بزرگ است؛ دعوتیست به شنیدن صدای کسانی که واژگان را خانهی امید و اعتراض ساختهاند.
باشد که این صداها چون آذرخشی در دل شب، راهی به سوی صبح بگشایند، شور ایستادگی و شوقآزادی را دامن زنند وگامی به سوی رهایی مردم و میهن اسیرمان باشند.
برای انجام گفتوگوها، چهار هدف منظور نظر بوده است:
یکم: «شنیدن تجربههای شخصی».
دوم: «کشف نگاههای متفاوت به شعر و هنر».
سوم: «ثبت دغدغههای زمانه».
چهارم: «ارزش دیدگاههای شخصی شاعران».
اینکه چقدر توانسته باشیم به پرسشها بپردازیم و پاسخ درست داده باشیم، قضاوتش با مخاطبان آگاه و تاریخ است. قطعاً پاسخها، همهی حرفهای ما نبوده و نیستند و ناگفتهها بسیارند؛ ولی آنچه که لازم بوده، تا حد امکان گفته شده است. معتقد نیستیم این هست و جز این نیست؛.این نظر ماست و با وفاداری به آزادی نظر و بیان، هرکس دیدگاهش را بیان کرده است. مصاحبهها پایان نگرفته و درآثار ما، ادامه خواهند یافت.
بدیهیست مخاطبان آگاه که به دنبال حقیقت، صداقت و جوهر انسانیتند، از شاعرِ زیسته با تب و تاب آزادی، انتظار قالبهای از پیش تعیین شدهی هنری را ندارند، زیرا، میدانند که آنان فرصت آکادمیک نداشته، و رزم و مبارزه، در اولویت کارشان بوده است. شاعران و نویسندگانی که بهقول «محمود درویش»:
«شعر و نوشتهشان
از زخمهاشان جوشیدهست
نه از کتابخانهها».
شعر و هنر، بیش از آنکه محتاج فرمولهای ادبی و آکادمیک باشد، نیازمند «صدق» و «تجربهی زیسته» است. اطمینان داریم که مخاطب آگاه نیز همین را میجوید.
تلاش شاعران آزادی، برای انسانیتر کردن جهان با هر کم و کاست، ارزشمندترین است. صدای اصیل آنان،از همانجایی که زیستهاند، از همانجایی که رنج کشیدهاند و از همانجایی که امید یافتهاند، جاری شده است. کلماتی که بیهیچ تئوریبافی، خود، شعر و حقیقت محضاند. حقیقتی زیسته که نیازی به تزیین ندارد.
کتاب، ادای احترامیست به تمامی آنانی که با واژگان خود در تکاپوی نجات جهان از جهل و ابتذالند؛ نیز، به شهدا ــ این جانهای شیفتهی آزادی و زندانیان سیاسی ــ و آنان که هستی خود را پیشکش آزادی کرده و میکنند و برای حرمت کلمات، و پاس داشتن ارزشهای انسانی میجنگند. آنان که در شبهای بلند، شعلههای کوچک برمیافروزند تا سپیده، راه را بیابد؛ و باور دارند یک واژه، حتی اگر از دل حقیقت برخیزد، میتواند سپری در برابر ظلم شود و جهانی را فتح کند.
م. وحیدی (م. صبح)
