غروب ضحاک

by علیرضا خالو کاکایی

Product Description:

در تاریخ اساطیری ایران، نام ضحاک با مارهای دوش و بیداد هزارساله گره خورده است؛ اما در این رمان، ما از دریچه‌ای نوین به قلب تاریکی قدم می‌گذاریم. این روایت از سپیده‌دمی آغاز می‌شود که افق نه روشن است و نه تاریک؛ برزخی که در آن، ضحاک - مطرود از زمین و آسمان- در تالارهای تهی خویش به دنبال سایه‌ای می‌گردد که دیگر به او تعلق ندارد.

نویسنده‌ی این رمان با زبانی فاخر و نثری آهنگین، اتمسفر خفقان‌آور دژ مادی را ترسیم می‌کند؛ جایی که زره پادشاه دیگر نه برای رزم، که برای جدا کردن او از لمس واقعیت بر تنش سنگینی می‌کند. در این بازآفرینی حماسی، شخصیت کاوه تنها یک آهنگر معترض نیست، بلکه تجسم خشم انباشته‌ی اعصار است که درفش چرمینش، وزن تمام عدالتی را که از جهان دریغ شده، به دوش می‌کشد. در سوی دیگر، فریدون به مثابه‌ی نوری سرد و تطهیرکننده ظاهر می‌شود که نفسش، جادوی ابلیس را در ریه‌های زمان می‌گدازد.

 

بخش برجسته‌ی این اثر، واکاوی لحظه‌ی سقوط است؛ لحظه‌ای که گرز گاوسر فرود می‌آید و نه تنها کالبد ضحاک، که نقاب هزارساله‌ی تزویر را در هم می‌شکند. اما داستان به خون و خاکستر ختم نمی‌شود؛ اوج شکوه این رمان در تصویر کودکی نهفته است که در کوچه‌ای خاکی، جای خالی ماری نادیده را بر شانه لمس می‌کند و با لبخندی از سر رهایی، به بازی بازمی‌گردد. این رمان، روایت گذار از «ترس دسته‌جمعی» به «اختیار فردی» است. جایی که هر چراغی که در شهر روشن می‌شود، نه به فرمان جارچی، بلکه به اراده‌ی انسانی است که ظلمت را پس زده است.

اگر به دنبال تجربه‌ای هستید که در آن شکوه شاهنامه‌ی فردوسی با عمق روان‌شناختی ادبیات مدرن پیوند بخورد، این رمان شما را به اعماق یکی از اسطوره‌های ماندگار خواهد برد: نبرد کاوه و ضحاک. این داستان هرگز کهنه نمی‌شود؛ زیرا در هر عصری ضحاکی وجود دارد و کاوه‌ای که به قیام و دادخواهی علیه آن برمی‌خیزد.